تبلیغات
جامانده از..... - انتخابی دیگر

جامانده از.....

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

انتخابات تجلی حضور و مشاركت سیاسی مردم و عرصه تحقق اراده ملت برای تعیین سرنوشت خویش است از اینرو انتخابات دارای اهمیت و جایگاه بلندی است و مردم نقش بزرگی در ایفای این رسالت و تكلیف بزرگی بر دوش خواهند داشت .
امام خمینی (ره ) درباره اهمیت حضور و شركت مردم در انتخابات می فرمایند : « این وظیفه ای است الهی وظیفه ای است ملی وظیفه ای است انسانی وظیفه ای است كه ما باید به آن عمل بكنیم همه مان باید در انتخابات شركت بكنیم . » (۲ )
با توجه به این اهمیت و نقش حضور مردم در صحنه انتخابات است كه باید همت و تلاش تمامی مسئولان دست اندركاران كاندیداها و رسانه ها به این امر معطوف شود كه با اقدامات سنجیده و تدابیر لازم و فضاسازی مناسب زمینه های حضور حداكثری مردم در انتخابات را فراهم ساخته تا موجب امید بیشتر دوستداران و ناامیدی و شكست دشمنان اسلام را فراهم نمایند.

آغاز فرایند ثبت نام كاندیداهای انتخابات مجلس نهم، به معنای ورود جامعه سیاسی كشور به یك دوران كاملا جدید است. دورانی كه دوباره یك انتخابات در نقطه كانونی آن قرار خواهد داشت و بنابراین رخدادهای آن می تواند با سایر مقاطع زمانی تفاوت فراوانی داشته باشد. برای داشتن یك فهم كلی از اینكه ....

 

....سیر تحولات در انتخابات مجلس نهم به چه سمتی خواهد رفت، یكی از بهترین روش ها آن است كه ببینیم اساسا پدیده انتخابات در ایران چه كاركردهایی دارد و این كاركردها تا كجا سیاسی و از كجا به بعد امنیتی است.
به طور كلی پدیده انتخابات در ایران همواره از دو منظر متفاوت نگریسته شده است؛ یك منظر، منظری است كه می توان آن را نگاه ساختارگرایانه به انتخابات دانست. از این منظر، انتخابات یك پدیده سیاسی است و كاركرد اصلی آن هم ایجاد مكانیسمی است برای ورود مسالمت آمیز و قانونمند به ساختار قدرت، از جانب كسانی كه این ساختار را قبول دارند و به قواعد آن احترام می گذارند.
انتخابات به این معنا، چند ویژگی اساسی دارد.
نخست اینكه همزمان با به آزمون گذاشتن مقبولیت این یا آن گروه سیاسی خاص، مقبولیت كل نظام سیاسی را در هر حال افزایش می دهد چرا كه این كلیت نظام سیاسی است كه ظرف و مجال لازم برای گردش مسالمت آمیز قدرت میان گروه های سیاسی را فراهم آورده است. به معنای هانتینگتونی كلمه، در اینجا، انتخابات همواره دو برنده دارد: یكی فرد یا گروهی كه نتیجه را از آن خود كرده و دیگری كلان نظام سیاسی كه فضای لازم برای رقابت گروه های سیاسی را فراهم آورده است.
ویژگی دوم این است كه انتخابات در این معنای خاص، اساسا میان كسانی برگزار می شود كه مشروعیت نظام و سازوكارهای آن را قبول دارند و به آن گردن نهاده اند. انتخابات در مفهوم ساختارگرایانه آن هیچ مجالی برای فعالیت به آنچه عموما اپوزیسیون خوانده می شود نمی دهد. هر كسی كه وارد صحنه انتخابات می شود به طور پیش فرض این موضوع را پذیرفته كه ساز و كارهای تنظیم كننده فرایند انتخابات همان است كه به طور پیشینی توسط اسناد بالادستی نظام سیاسی معین شده است. بنابراین، ورود به انتخابات و رقابت سیاسی در چارچوب آن هیچ جایی برای اعتراض به مكانیسم های اجرای آن باقی نمی گذارد مگر اینكه فردی قصد بهانه جویی و به هم زدن میز بازی را داشته باشد.
و ویژگی سوم این است كه انتخابات در معنای ساختارگرایانه اش، سعی می كند مفهوم انتقال قدرت از بازنده به برنده را -كه علی القاعده در ذات خود مفهومی چالش زاست- به پدیده ای نرم، روان و فاقد هزینه تبدیل كند تا مردم اطمینان پیدا كنند كه انتخابات علاوه بر اینكه به ساختارهای سیاسی شكل می دهد، نوعی مكانیسم حل منازعه با حداقل هزینه هم هست. آنچه در اینجا مهم است این است كه توجه كش دادن بازی انتخابات به زمانی پس از تعیین تكلیف پای صندوق رای، دقیقا به این معناست كه كسانی -عموما بازندگان- تصمیم گرفته اند هزینه خود را روی سر كلیت نظام سیاسی و بلكه توده های مردم سرشكن كنند و به اصطلاح باخت خود را به باخت همه تبدیل نمایند.
در یك جمع بندی، انتخابات از منظر ساختارگرایانه عامل ثبات و مستحكم سازی ریشه ها و ساختار نظام سیاسی است و با حكم كردن قاعده «رای اكثریت» بر فرایندهای سیاسی، یك روش كم هزینه برای مدیریت چالش های عموما سخت و متصلب سیاسی فراهم می كند.
اما حقیقت این است كه این تنها معنای انتخابات نیست. بویژه در ایران، بخشی از گروه های سیاسی كه پیش از این نام خود را اصلاح طلب گذاشته بودند واكنون بخش بزرگی از آنها ذیل عنوان فتنه گران دسته بندی می شوند، نگاهی از اساس متفاوت به مقوله انتخابات دارند.
برای این گروه چنان كه سابقه همه انتخابات پس از تیر 1384 نشان می دهد انتخابات در وهله اول مكانیسمی برای ورود بقاعده به ساختار قدرت نیست به دو دلیل: اول اینكه اساسا به ساختار نظام اعتقاد ندارد و در تمام آن دورانی هم كه دولت و مجلس را در اختیار داشتند جز درآوردن ادای اپوزیسیون درون حكومت كاری نكردند و دوم، خود به خوبی می دانند كه مدت هاست سرمایه اجتماعی كافی برای پیروزی مسالمت آمیز در یك فرایند انتخاباتی شفاف را از دست داده اند و بنابراین حتی اگر بخواهند از حضور موفق در انتخابات ناتوانند.
این گروه نگاهی ساختارشكنانه به انتخابات دارد و در این سال ها همواره تلاش كرده از این موضع وارد انتخابات شود. نگاه جریان اصلاح طلب به انتخابات آنگونه كه بویژه تجربه انتخابات ریاست جمهوری دهم نشان داد بیش از آنكه روشی برای كسب مشروع قدرت باشد، پروژه ای است كه عموما كودتای نرم خوانده شده است.
در تمام تجربه های شناخته شده كودتای نرم یا مخملین، همواره یك انتخابات در قلب ماجرا قرار داشته و اساسا كودتای رنگی یك عملیات انتخابات محور است. نگاه ساختار شكنانه به انتخابات تلاش می كند انتخابات را از كاركرد واقعی آن كه تسهیل فرایند گردش قدرت است، تهی كرده و آن را به یك پدیده امنیتی تمام عیار تبدیل كند. به هر میزان كه جنبه های امنیتی انتخابات بر جنبه های سیاسی آن غلبه كند، پروژه كودتای نرم موفق تر بوده است. تلاش برای قلب ماهیت انتخابات از یك پدیده سیاسی به یك پدیده امنیتی و شكل دادن به حضور مردم به مثابه یك ناآرامی به جای «مشاركت سیاسی»، اساس فرایند كودتای مخملی است.
اصلاح طلبان از سال 84 به این سو هرگز به دنبال پیروزی در انتخابات نبوده اند چرا كه می دانستند چنین توانی ندارند. كاندیدا كردن فردی مانند محمد معین در انتخابات 84 و بعد كنار گذاشتن محمد خاتمی و به میدان آوردن میرحسین موسوی به وضوح حكایت از آن دارد كه این جریان نه به دنبال یك رقابت سیاسی سالم بلكه درصدد انجام «كار دیگری» بوده است كه انتخابات برای آن فقط یك محمل و یك بهانه است.
اكنون سوال این است: انتخابات چگونه به مفهوم مركزی یك پروژه كودتای مخملی تبدیل می شود؟ به عبارت دیگر آن چه مجموعه اقداماتی است كه كاركردهای سیاسی انتخابات را به كاركردهای امنیت تبدیل می كند. 6 محور زیر مقدمه ای برای یافتن پاسخ این سوال هاست:
1- نخستین كاركرد غیر سیاسی انتخابات تبدیل كردن آن به محلی برای افشاگری و بر ملا كردن اسرار نظام در رقابت های سیاسی است. وقتی این موضوع از حد بگذرد، در واقع ماهیت انتخابات تقلب شده و برنده آن نه هیچ كدام از گروه های حاضر در صحنه بلكه دشمن خارجی خواهد بود كه سخت تشنه دانستن این اطلاعات است و در فرصت دیگری قادر به دستیابی به آن نیست.
2- دومین عاملی كه می تواند انتخابات را به یك كودتای نرم تبدیل كند، تبدیل مفهوم مشاركت سیاسی مردم به آشوب و اغتشاش است. برای اینكه این اتفاق رخ بدهد عموما به یك عامل واسطه نیاز است . در سال 88 مفهوم تقلب این نقش را ایفا كرد و شواهد نشان می دهد این بازی همچنان پایان نیافته است.
3- سومین كاركرد امنیت انتخابات تبدیل به فرصتی برای شبكه سازی است. آمریكایی ها اكنون حدود یك دهه است كه این هدف را در ایران تعقیب می كنند و در سال های 84 و 88 به نحو كاملا عملیاتی آن را پی گیری كرده اند. نشانه هایی هست كه تلاش هایی برای تكرار آن تجربه در سال 90 هم در حال انجام است اگر چه این بار تجربه مدیریت فتنه 88 توسط نظام فضا را برای هر نوع عملیات شبكه سازی به شدت ناامن كرده است.
4- چهارمین عاملی كه می تواند انتخابات را به كانون یك عملیات مخملی تبدیل كند، هماهنگی برخی گروه ها از داخل كشور با بیرون و فراهم كردن زمینه تشدید فشار خارجی به نظام است. این پدیده ای است كه اكنون در رفتار جریان فتنه به وضوح می توان آن را اشاره كرد.
5- عامل پنجم تشدید شكاف های درون حاكمیت از طریق از حد گذشتن بگومگوهای انتخاباتی و تبدیل رقابت به مخاصمه است. تشدید شكاف های درون نظام یكی از مهم ترین عواملی است كه دشمن را به تشدید فشار بیرونی ترغیب و نسبت به نتیجه بخش بودن آن امیدوار خواهد كرد.
6- و آخرین عامل تبدیل انتخابات به صحنه ای برای مشروعیت زدایی از مكانیسم های ساختاری نظام و وسعت دادن به حوزه نقد تا جایی است كه كلیت نظام و اركان آن را هدف بگیرد.
یكی از مهم ترین شاخص ها برای سنجش بصیرت گروه های سیاسی آن است كه ببینیم تا چه حد از مشاركت در تبدیل انتخابات از یك پروژه سیاسی به یك پروژه امنیتی پرهیز می كنند.


برچسب ها: انتخابات،

نوشته شده در پنجشنبه 4 اسفند 1390 توسط جامانده از قافله
مقام معظم رهبری

نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin