تبلیغات
جامانده از.....

جامانده از.....

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

رهبر معظم انقلاب، در روز شنبه 30 فروردین ماه 93، در بیاناتی مهم، به تشریح الزامات مورد نیاز جهت ایجاد راهبردی کلان، همه‌جانبه و آینده‌نگر در ارتباط با بحث زنان پرداختند. ایشان در فرمایشاتشان، به سه محور اصلی- که همانا الزامات اصلی مورد نیاز جهت تحقق چنین راهبردی است- اشاره کرده و در ذیل هر کدام از محورها، به تشریح پیش‌نیازهای لازم جهت دست‌یابی و تحقق آن محور پرداختند. الزاماتی که ایشان تحت عنوان سه محور اصلی بحثشان عنوان فرمودند، به ترتیب، به قرار زیر است:

1) خالی کردن کامل ذهن از فرآورده‌هاى کلیشهاى غربىها.

2) مراجعه به متون اصیل اسلامی شامل قرآن، احادیث و روایات ائمه (ع)، ادعیه‌ منتسب به آن بزرگواران و... جهت فهم مسائل مربوط به زنان برای تدوین راهبرد.

3) پرداختن به مسائل حقیقتاً اصلی- و نه مسائل درجه‌ی 2 و 3- در احصای مسائل زنان.

این 3 محور، محورهای اصلی لازم جهت تحقق سند راهبردی جمهوری اسلامی در مسأله‌ی زنان است؛ خواه این راهبرد در مرکزی عالی و فراقوه‌ای و با سازوکارهای خاص خودش، جهت بحث و بررسی پیرامون مسأله‌ زن مورد استفاده قرار گیرد و خواه در هر زمان یا مکان دیگری بهره‌برداری شود، این 3 محور همواره ثابت و لایتغیر است.

در همین جا لازم به تذکر است که وقتی صحبت از مسأله‌ زن به میان می‌آید، الزاماً صحبت از مسأله‌ خانواده نیز به میان خواهد آمد. زیرا به فرمایش رهبر عظیم‌الشأن انقلاب، «مسئله زن از مسئله خانواده قابل تفکیک نیست»[1]. به نظر ایشان، «اگر چنانچه کسى بخواهد مسئله زن را جداى از مسئله خانواده بحث کند، دچار اختلال در فهم و در تشخیصِ علاج خواهد شد. این دو را باید در کنار هم دید، با اینکه دو مسئله است.»[2].

سبک زندگی زنانه از منظر امام خامنه‌ای + تصاویر // در حال ویرایش

قبل از ورود به بحث در مورد مولفه‌های هر کدام از این 3 محور، ابتدا بهتر است به دو نکته‌ مهم در باب دسته‌بندی ذکر شده در بالا اشاره کنیم:

الف) اولین مسئله‌ای که شاید در نوعِ دسته‌بندی معظمٌ له، توجه مخاطب را به خود جلب کند، ترتیب عنوان کردن این 3 محور از سوی ایشان است. به این معنا که ایشان، ابتدا به بُعد سلبی ماجرا اشاره فرموده و بعد از آن، به وجه ایجابی یا اثباتی ماجرا پرداخته‌اند. اهمیت این نوع دسته‌بندی از نگاه دینی در آن است که اساساً از دید نظری، عبارت شریف «لا اله الّا الله»، ناظر به یک چارچوب نظری جامع با این معنا است که در ساحت فکر و اندیشه، به منظور استقرار مقوله‌ حق در نظام الهی (در اینجا کلمه‌ی الله)، ابتدا باید تمام مقولات باطل و به بیانی، تمام اله‌های باطل زدوده شده و نابود گردد تا جای برای استقرار کلمه‌ توحید، باز شده و کلمه‌ توحید، در قلوب بشر، مستقر شود. لذا با این توضیح، اگر قرار است برای تدوین و تحقق راهبرد جامع نظام زنان و خانواده در جمهوری اسلامی، از مولفه‌های موجود در متون اصیل اسلامی (شامل قرآن، احادیث و روایات ائمه (ع)، ادعیه‌ی منتسب به آن بزرگواران و...) استفاده شود، لازم است ابتدا قلوب و اَذهان ما، از فرآورده‌های نظام لیبرالیستی و اومانیستی غرب کاملاً زدوده شود. به تعبیری عامیانه‌تر، تا زمانی که «دیو» بیرون نرود، «فرشته» از در نمی‌آید!

ب) مسئله‌ دیگری که ذهن مخاطب را به خود جلب می‌کند، اشاره‌ ایشان به احصای مسائل اصلی- در قیاس با مسائل درجه‌ی 2 و 3- در پرداختن به مسائل زنان است. لازم به توضیح نیست که اساساً سطح راهبردی- که همان ترجمه‌ تحت اللفظی استراتژی در ادبیات غربی است- بر خلاف سطوح تاکتیکی و تکنیکی، ناظر به کلان بودن و اصلی بودن مولفه‌ها در یک چارچوب فکری است. فلذا اگر قرار باشد که سندی در سطح راهبردی تدوین شده و مفهوم راهبرد- به معنای واقعی کلمه- در آن لحاظ شود، حقیقتاً باید از درگیر شدن با مسائل خُردتر، ریزتر، فرعی‌تر و سطح پایین‌تر اجتناب کرد. حال اینجاست که اهمیت و درستی فرمایش معظم له در ایراد محور 3، بیش از پیش خود را نشان می‌دهد.

1) خالی کردن کامل ذهن از فرآورده‌هاى کلیشهاى غربىها

عناوین اصلی فرمایشات رهبر انقلاب ذیلِ محور اول، از این قرار است:

1. رد کردن مرجعیت تفکّرات غربى در مورد زن در عین آگاهی کامل از این تفکرات: ریشه، بدنه، شاخه‌بندی و نهایتاً ثمره‌ تفکر غربی در بحث زن و خانواده، باید به طور کامل از سوی ما تشریح و بررسی شود. اما این امر، به هیچ عنوان به معنای این نیست که تمدن اسلامی، مرجعیت و منبعیت نظام فکری غرب را می‌پذیرد. طبق فرمایشات ایشان، حداقل به 2 دلیل، پذیرفتن این مرجعیت، مردود است:

1.1. تفکرات غربی، مبتنی بر جهان‌بینی مادی و غیرالهی است و همچون درختی است که ریشه‌ آن، عاری از هرگونه مولفه‌ الهی و توحیدی است. طبیعی است که ثمره‌ چنین درختی، به هیچ عنوان مطلوب زن ایرانی نخواهد بود.

1.2. در غرب- خصوصاً از انقلاب صنعتی به این طرف- نگاهی اقتصادی، مادی و کاسب‌کارانه بر زن حکم‌فرما بوده است. به این معنا که زنی که تا قبل از انقلاب صنعتی، برایش حقوق شهروندی معنا نداشته، مایملکش متعلق به شوهرش بوده، در بدو تولدِ دموکراسی غربی، حق رأی برایش تعریف نشده، ناگهان بعد از رخ دادن انقلاب صنعتی، به جهت سوددهی بیشتر برای سرمایه‌داران صنعتی، مبدل به شهروندی می‌شود که حاضر است با دریافت درآمد کمتر، کار بیشتری انجام دهد. لذا فرصت خوبی پیش می‌آید تا زنِ غربی وارد عرصه‌های اجتماعی شود. برای این که این سناریو طبیعی جلوه کند، برایش حق مالکیت تعریف می‌شود، به او حق رأی داده می‌شود و خلاصه الزامات مورد نیاز برای حضور بیشتر او در سطح اجتماع فراهم می‌گردد. خوب شاید مسئله تا اینجا آنقدرها هم فاجعه‌بار نباشد اما از آنجایی مسئله تبدیل به «بحران هویت زن» می‌شود که ناگهان تمدن غرب به خود آمده و مشاهده می‌کند زنی که به سبب صرفه اقتصادی و صنعتیِ بیشتر، وارد عرصه صنعت و تولید می‌شود، دیگر فرصت کافی برای پرداختن به مقوله‌ی ازدواج و خانواده ندارد. حداقل آسیب ناشی از این ماجرا، بالا رفتن سن ازدواج در زنان بود. بسیار خوب! پس چطور می‌توان هم از نیروی کار زنان- که نیمی از جمعیت هر جامعه را تشکیل می‌دهند- چشم‌پوشی نکرد و هم به میل جنسی مردان جامعه به سبب بالا رفتن سن ازدواج آنان پاسخ گفت؟ پاسخ روشن است! اطفای شهوت مردان و زنان با استفاده از راه‌هایی غیر از ازدواج.

سبک زندگی زنانه از منظر امام خامنه‌ای + تصاویر // در حال ویرایش

2. زن، وسیله‌ای جهت اطفای شهوت: در ادامه مبحث بند پیش باید بگوییم که کار زن از انقلاب صنعتی به این طرف، به جایی رسید که اکنون و در جامعه فعلی غرب، زن دو نقش مهم و اصلی را ایفا می‌کند: اول نیروی کاری ارزان‌قیمت و مطیع که نیمی از پتانسیل کاری جامعه بر دوش اوست (معمولاً این نقش، متعلق به صبح تا بعدازظهر و زمان حضور او در جامعه به عنوان نیروی کار است) و دوم وسیله‌ای که وظیفه اطفای شهوت مردان را بر عهده دارد (این نقش، معمولاً متعلق به ساعات ابتدای شب تا انتهای شب این افراد است). لذا انواع و اقسام راه‌ها برای ارضای شهوت افراد جامعه فراهم می‌شود: باشگاه‌های شبانه[3]، مقوله دوست‌دختر[4] و دوست‌پسر[5]، باشگاه‌های رقص[6]، انواع بارها[7]، تولید، پخش و فراگیری انواع مواد مخدر جهت تحریک بیشتر میل جنسی قبل از برقراری ارتباط جنسی، هم‌جنس بازی و... .

سبک زندگی زنانه از منظر امام خامنه‌ای + تصاویر // در حال ویرایش

مثالی که معظم له، خود در مورد این انحراف شهوانی غرب می‌زنند، جالب توجه است: «در محیط اجتماعى ]غرب[ هرچه زن پوشش کم‌ترى داشته باشد، مطلوبتر است. در مورد مرد این حرف را نمی‌زنند؛ در مهمانى رسمى، مرد بایستى با لباس کامل، پاپیون زده و کت و شلوار پوشیده و احیاناً لباس رسمى وارد بشود؛ امّا خانم‌ها در این مهمانىهاى رسمى بایستى به شکل دیگرى ظاهر بشوند؛ این جز براى اینکه چشم هرزه هوسآلود مرد بهرهمند بشود، هیچ فلسفه دیگرى و حکمت دیگرى ندارد.»[8]

3. برابری جنسی در غرب: بحث «برابری جنسی» در غرب نیز مولود دیگری است که آن هم زاییده فرآورده‌هاى کلیشهاى غربىها است. همان تفکری که جنبش‌هایی نظیر «فمینیسم»[9] از آن ناشی می‌شود. بهترین، کامل‌ترین و زیباترین منظر را در ردّ این مبحث، رهبری، خود در فرمایشاتشان عنوان کردند:

«یکى از بزرگترین خطاهاى تفکّر غربى در مورد مسئلهى زن، همین عنوان «برابرى جنسى» است. عدالت یک حق است؛ برابرى گاهى حق است، گاهى باطل است؛ چرا باید انسانى را که از لحاظ ساخت طبیعى- چه از لحاظ جسمى، چه از لحاظ عاطفى- براى یک منطقهى ویژهاى از زندگى بشر ساخته شده، از آن منطقه ویژه جدا کنیم، به منطقه ویژهى دیگرى که براى یک ساخت دیگر، براى یک ترکیب دیگرى خداى متعال آماده کرده بکشانیم؟ چرا؟ این چه منطق عقلایى دارد، چه دلسوزىاى در این هست؟ چرا باید کارى که مردانه است به زن داده بشود؟ این چه افتخارى است براى زن، که کارى را انجام بدهد که مردانه است؟ من متأسّفم که گاهى خود خانم‌ها، خود بانوان، روى این مسئله حسّاسیّت نشان می‌دهند که ما با مردها چه فرقى داریم؟ خب بله، در خیلى از مسائل هیچ تفاوتى نیست. نگاه اسلام نسبت به زن و مرد، نگاه انسان است؛ در مسئله انسانیّت، سِیر مقامات معنوى، استعدادهاى فراوان فکرى و علمى هیچ تفاوتى نیست، امّا قالب‌ها دو قالب است: یک قالب براى یک کار و یک صنف کار است، یک قالب براى یک کار دیگر است؛ البتّه کارهاى مشترکى هم وجود دارد. [آیا] این خدمت است که ما بیاییم یکى از این دو قالب را از منطقه اختصاصى خودش بکشیم بیرون، ببریم در منطقه اختصاصى آن قالب دیگر؟ این کارى است که غربىها دارند می‌کنند. خیلى از این کنوانسیونهاى بینالمللى و جهانىشان ناظر به همین مسائل است. روى این فکر غلط، زندگى بشریّت را تباه کردند، خودشان را تباه کردند، دیگران را هم می‌خواهند تباه کنند.»

2) مراجعه به متون اصیل اسلامی جهت فهم مسائل مربوط به زنان

در بخش قبلی، به وجه سَلبی ماجرای زن و خانواده اشاره شد و اکنون نیز باید وجه ایجابی این ماجرا تبیین شود.

خداوند متعال، خالق انسان است و از آنجایی که هر خالقی، شرایط تربیت و تکامل مخلوقش را بهتر از هر کس دیگری تشخیص می‌دهد، لذا این خداوند است که صلاحیت تدوین و ارسال بهترین برنامه را جهت تربیت، رشد و تکامل حداکثری بشر دارد. بنابراین، انتفاع از قرآن کریم (به عنوان وحی خالص الهی)، احادیث و روایات رسیده از جانب ائمه معصومین (ع)، ادعیه و زیارات منتسب به آن بزرگواران و... یگانه راه‌حل ما جهت تدوین راهبرد مذکور برای زن مسلمان ایرانی است؛ مقوله‌ای که شاید هنوز هم، به‌رغم تلاش‌های بسیار کارشناسان و پژوهشگران این عرصه، آنطور که باید و شاید، به آن بها داده نشده و بعضاً کم‌کاری‌هایی نیز صورت گرفته است. مطالباتی هم که رهبری معظم انقلاب در سال 91 و در جمع جوانان خراسان شمالى‌، ذیل عنوان «سبک زندگی» مطرح کردند، تا حدی ناظر به همین کم‌کاری‌هاست.

3) پرداختن به مسائل حقیقتاً اصلی در احصای مسائل زنان

حُسن مطلع این بخش از بحث، فرمایش خود حضرت آقا در مورد پرداختن به مسائل اصلی بانوان است: «در احصای مسائل اصلىِ زنان، حقیقتاً به مسائل اصلى بپردازیم، نه به مسائل درجه دو.»[10] سپس ایشان خود در ادامه این فرمایش، اشاره می‌کنند که:

«پرداختن به مسئلهى خانواده و بخصوص مسئله سلامت و امنیّت و آرامش و تکریم زن در محیط خانواده، یکى از مسائل اصلى است. ما چند مسئله اصلى داریم، یکى از آن‌ها این است. نگاه کنید ببینید عوامل سَلب آرامش و سکینه روحى زن در خانواده چه چیزهایى است؟ دنبال این باشید که با قانون، با روش‌هاى تبلیغى، با روش‌ها و شیوههاى گوناگون، این‌ها را برطرف کنید. این، اساس قضیّه است. زن در خانه مایه آرامش است؛ مایه آرامش مرد و مایه آرامش فرزندان؛ دختر و پسر. اگر خود زن برخوردار از آرامش روانى و روحى نباشد، نمی‌تواند این آرامش را به خانواده بدهد. زنى که مورد تحقیر قرار بگیرد، مورد اهانت قرار بگیرد، مورد فشار کار قرار بگیرد، نمی‌تواند کدبانو باشد؛ نمی‌تواند مدیر خانواده باشد؛ درحالىکه زن، مدیر خانواده است. این مسئلهى اصلى است. این یکى از آن اصلىترین مسائل است که خب در محیط زندگى ما- چه محیط‌هاى قدیمى ما، چه محیط‌هاى جدید ما- چندان مورد توجّه قرار نگرفته است و باید مورد توجّه قرار بگیرد.»[11]

سپس ایشان در ادامه‌ این فرمایش نیز، حدیث معروف «اَلمَرأَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة»[12] را عنوان کرده و در توضیح آن می‌فرمایند:

«قهرمان، در تعبیرات رایج عربى، به آن کارگزار می‌گویند. [...] در این حدیث می‌گوید: خیال نکن زن کارگزار تو داخل خانه است که باید کارهاى خانه را [انجام دهد]؛ اینجورى نیست. خب ببینید، این خودش یک فصلى است که از آن چندین فصل گشوده می‌شود: مسئله احترام کار زن در خانه و عدم الزام او، مجبور نبودن او، قابل خریدارى شدن این کار یعنى قابل مبادله با پول؛ این است. این‌ها چیزهایى است که خب در اسلام هست، در فقه اسلام هست.»[13]

اما به نظر نگارنده، نقطه عطف کلام رهبری در باب مسئله زنان، جملاتی است که ایشان به منظور تبیین اهمیت خانواده و اصالت دادن به امنیت و آرامش زن در محیط خانه و خانواده می‌فرمایند؛ آنجایی که ایشان، اشتغال زنان را در مقایسه با جایگاه والای زن در خانه و خانواده، اولویت درجه 2 عنوان کرده و حفظ امنیت زن در فضای خانواده را مقدم بر اشتغال زنان مطرح می‌کنند:

«به نظر من مسئلهى اصلى، یعنى یکى از مسائل اصلى، مسئلهى خانه و خانواده است: امنیّت زن در محیط خانواده؛ فرصت زن در محیط خانواده و خانهدارى براى بُروز استعدادها؛ [چیزى] مانع درس خواندن او، مانع مطالعه کردن او، مانع فهمیدن او، مانع نوشتن او نشود- [براى] کسى که اهل این چیزها است - میدان براى این کارها فراهم باشد؛ این اساس قضیّه است.

سبک زندگی زنانه از منظر امام خامنه‌ای + تصاویر // در حال ویرایش

مسئله اشتغال بانوان، جزء مسائل اصلى نیست. البتّه ما با اشتغال بانوان مخالف نیستیم؛ بنده خودم نه با اشتغالشان، نه با مدیریّت‌هاشان مخالفتى ندارم، مادامىکه با آن مسائل اصلى معارضه و تنافى پیدا نکند؛ اگر معارضه پیدا کرد، آن مقدّم است. یکى از کارهایى که در این زمینه باید انجام بگیرد، طبعاً این است که نگاه کنند ببینند آن مشاغلى که متناسب با این خصوصیّت زن است، چیست. بعضى از مشاغل هست متناسب با ساخت زن نیست، خب این‌ها را دنبال نکنند. یکى از کارها این است که آن تحصیلاتى را که به آن مشاغل منتهى می‌شود، بر زن تحمیل نکنند. این بحث دانشگاه و تحصیلات و مانند این‌ها که باز بعضىها جنجال می‌کنند که در تحصیلات تبعیض است، این تبعیض همهجا بد نیست. تبعیض آنجایى که ضدّ عدالت باشد، بد است. والّا فرض کنید وقتىکه شما در یک تیم فوتبال، یکى را می‌گذارید مهاجم، یکى را می‌گذارید مدافع، یکى را می‌گذارید دروازهبان، خب این تبعیض است دیگر. اگر آن کسى که باید در خط دفاع بایستد، گذاشتند مهاجم، خب تیم خواهد باخت. آن کسى که باید مهاجم باشد اگر گذاشتند دروازهبان که بلد نیست این کار را، خب تیم می‌بازد. این تبعیض است، [امّا] این تبعیض، عین عدالت است؛ یکى را این‌جا می‌گذارند، یکى را آنجا می‌گذارند، یکى را آن‌جا می‌گمارند. [پس باید] ببینیم با توجّه به آن اهداف بلند چه درسى براى بانوان مناسب است، آن درس را در اختیارشان قرار بدهیم؛ نه اینکه مجبورش کنیم که شما چون در کنکور اینجورى شرکت کردى، و اینجورى نمره آوردى، حتماً باید بروى فلان درس را بخوانى که این درس نه با طبیعت زنانهى او سازگار است، نه با اهداف عالى او سازگار است، نه شغلى که به دنبال این درس به او داده می‌شود، متناسب با او است. این چیزها را به نظر من در زمینه اشتغال زنان باید در نظر گرفت. و خلاصه این را که زن نتواند همه مشاغلى را که مرد به عهده می‌گیرد، به عهده بگیرد، نباید ننگ دانست یا نقص دانست؛ نخیر، آن چیزى بد است که متناسب با طبیعت الهى [نباشد]. این، آن عرایض ما است.»[14]

با این سخن، وقتی به اوضاع و احوال ساختار تحصیلی داختران در کشورمان می‌نگریم، وضعیتی شترگاوپلنگ را مشاهده می‌کنیم: دخترانی که هم‌پای پسران تحصیل می‌کنند و عموما تا سطح فوق لیسانس را بدون وقفه طی می‌کنند؛ دخترانی که با مدرک تحصیلی پایین‌تر از خود ازدواج نمی‌کنند و دخترانی که به دلیل مشغله‌های تحصیلی زیاد فرصت یادگیری خانه‌داری (نه به معنای کار در خانه)، فرزندداری و از همه مهم‌تر شوهرداری را پیدا نمی‌کنند. این وضعیت وقتی اسفناک‌تر می‌شود که می‌بینیم اکثر پسران جامعه قبل یا بعد از دوران کارشناسی به سربازی رفته و بعد به دنبال کار و ازدواج‌اند. اما ازدواج با چه کسی؟ با کسی که حاضر به پذیرش مسئولیت خانه و شوهر نیست!.

نتیجه‌گیری

نظر به این که رهبری عظیم‌الشأن انقلاب، تنها به تعیین و ترسیم خطوط کلی هر منظومه‌ای پرداخته و عموماً از ورود به جزئیات و مسائل خُرد پرهیز می‌کنند[15]، لذا جای دارد که همانند هر مقوله دیگری، جوانان بیدار، انقلابی و دغدغه‌مند ایران اسلامی، بعد از ترسیم خطوط کلیِ هر راهبرد توسط ایشان، با تمام توان و در کمترین زمان ممکن به تبیین الزامات تاکتیکی و تکنیکی آن راهبرد همت گمارند. این‌بار اما در این امر خطیر، به صراحت کلام معظم له[16]، این بانوان بزرگوار، فرزانه و برجسته ما هستند که باید برای تبیین الزامات مورد نیاز جهت تحقق راهبرد امور زنان و خانواده، نهایت تلاش و کوشش خویش را به کار گیرند تا به اصطلاح، کلام ولیّ‌شان، روی زمین نماند.

والسلام علیکم...



نوشته شده در جمعه 5 اردیبهشت 1393 توسط جامانده از قافله
می‌ترسم از خالی بودن دست‌های قنوتم از زمزمه «الهی العفو»ی که از ستون قدم بالاتر نمی‌رود

می‌ترسم از آسمان چون نوید بالا رفتن است و من نردبانی نتوانم ساخت

می‌ترسم از وا حسرتای زینب که به دل نداشته‌ام چنگ می‌زند

می‌ترسم از کوفه نفس که بار دیگر بی وفایی کند

می‌ترسم از صدای «هل من ناصر ینصرنی» عشق و پاهایی که درگل زمان و مکان وامانده‌اند

وای وای می‌ترسم از کربلای درون خویش....

مشکم از آب معرفت خالی است

کودکان عاطفه تشنه‌اند، کاری باید کرد، خیزران بر پشت، تیغ بر پایم می‌باید دوید، عشق بر نیزه قرآن می‌خواند می‌باید شنید.

صدای پای اشتران به گوش می‌رسد، کاروان خسته است، تشنه است، می‌باید رفت...

آسمان رخت سفر بسته زمین در راه است

آسمان حنجر بریده زمین را غرق بوسه می‌کند

بوی یاس می‌آید

محراب مرد اخلاص باری دیگر خونین است

بیا تو هم تماشا کن محرم است...

ماه بر فراز نیزه و خورشید بر اشتری بی‌جهاز به جهان ریشخند می‌زند. رد خونین پای کاروان وفا بر روی شن‌های دشت بی‌وفای حجاز جا خوش می‌کند و صدای مویه زنی که برای دشت حادثه لالایی مرگ می‌سراید.

گوش کن! صدای پای اشتران را خواهی شنید؛ زمین چند روز دیگر بیشتر میهمان تاج‌داران افلاک نیست و آن‌گاه که گلوی آخرین مبارز دریده می‌شود و زنان و کودکان داغدیده در میان رقص شعله‌های آتش معجرهای نیم‌سوخته را بر سر می‌کشند و رد درد پاهای آبله بر ریگزاران تف‌دیده  حجاز تا پشت در نیم‌سوخته علی می‌رساندت.

وچشم‌های سرخ این مرد حرامی به سرخی یاقوتی که بر گلبرگ سپید صورت این یاس نشسته است رگ‌های گردنت را متورم می‌کند..
وای ناموس خدا...

بیا تو هم تماشا کن! محرم است ...

بیا اینجا انتظار، انتظار فرج است از کنار شط بی‌رحم فرات، که بر کام خشک میراث‌دارانش رحم نمی‌کند؛ و نگاه خیره‌مانده غیرةالله به خیمه‌ها و زنان و دخترانی که مانند مهره‌های تسبیح به زنجیر بی‌رحمی این نامردی‌ها به صف می‌شوند.

و صدای خرد شدن ساقه نازک غنچه یاس که بر نیزه سوار می‌شود.

هااااااااااااااااای
عباس! دست‌هایت هم کنارت نیست تا نوک انگشت ترت را به لب‌های خشک این طفل بچکانی عمو.

راستی تو می‌دانی چرا نگاه حسرت‌بار آن دختر سه‌ساله جامانده از کاروان به شط خشکیده است؟

بیا تو هم تماشا کن! محرم است...

این آخرین سجده‌های آسمان به زمین است که به گوشش نوای العفو می‌خواند.

آسمان! برای زمین طلب آمرزش کن؛ تو که قهر کنی تمام غصه‌ها به زمین ترک می‌خورند. تمام آب‌ها شور می‌شود بر دیده زمین خون می‌شود تا غصه جفایی که به تو رفت از یاد من و تو بشوید.

راستی تو می‌دانی چگونه خسی بر صدر نیلی آسمان نشست...

بیا تو هم تماشا کن محرم است...

ما رأیتُ الا جمیلا.. خداااااااااااااا تو بگو چه سرّی است میان واژه‌واژه‌های این جمله که می‌رساندم به تو...؟

دست های تو دیدنی است بانوی آفتاب، بیا نشانم بده چگونه می‌توان پاره‌پاره‌های آسمان را بر فراز دو دست نشاند و سماع عشق کرد با معبود.

بیا نشانم بده من از نسل ابراهیمم بانو! مرددم به من بگو چگونه پاره‌پاره‌های این ققنوس، مرده‌ها را جان می‌دهد و بر یقین دین‌مرده‌ها می‌افزاید و اشک از دیندار و بی‌دین می‌گیرد.

بیا تماشا کن محرم است ...

ضجه‌های این زن، گوش جملاتم را دریده است. حزن صدایش، رشته لغاتم را بریده. سرت را برگردان مادر! نبین عزیز دلم.. درد ندارد.. فقط دست‌هایش کمی گنده است و نوک نیزه‌اش کمی کند؛ ولی تو ضجه نزن مادر! دردم می‌گیرد.

هاااااااااااااای رباب! چشم از نیزه آخری بردار....

صدای لای‌لای‌ات تمام بچه‌های شهر را خوابانده است.

بیا تماشا کن! محرم است.. ولی تماشاچی نباش!
برچسب ها: محرم، ترس، تماشاچی،

نوشته شده در جمعه 24 آبان 1392 توسط جامانده از قافله

 

سلام شرمنده که یه مدتی نبودم. اعیاد هم مبارک باشه

دیگه یواش یواش داره بوی محرم میاد داره  بوی علم و کتل میاد داره بوی روضه آخ اونم روشه های جاج منصور میاد. تنها آرزویی که دارم ایمه که خدا تو این محرم ی اشگ چشم یه دل شکسته و ی کربلا بهم بده.

خدایا تو این محرم معرفت شناخت راه حسین و راه ائمه رو نشونمون بده.



نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان 1392 توسط جامانده از قافله
32955491839382453158.jpg" alt="" />

نوشته شده در سه شنبه 30 مهر 1392 توسط جامانده از قافله

رمز قدرت واقعی رزمندگان در نماز و دعا و پاسداری از آن در سخت‌ترین شرایط نبرد نهفته است. یکی از رزمندگان مؤمن و دوستدار پیامبر (ص) و اهل البیت(ع) بعد از پایان نماز، سجده‌ای طولانی انجام می‌دهد. وی در این سجده به خواب می‌رود و در عالم رؤیا، بانو فاطمه زهراء(س) و حضرت زینب(س) را مشاهده می‌کند.

وی با نگرانی عرض می‌کند: بانوی من هواپیماهای دشمن خانه و کاشانه ما را ویران و زنان و کودکانمان را به کام مرگ فرستاده است آیا کاری برایمان انجام نمی‌دهید؟

بانو فاطمه زهراء(س) می‌گویند (صبر کنید، پیروز خواهید شد.)

 وی می‌گوید: بانوی من! مگر نه این است که ما از شیعیان و دوستداران و  ادامه دهندگان راهتان هستیم. ما را از شر این جنگنده‌ها نجات نمی دهید؟

ایشان می فرمایند: صبر کنید، پیروز خواهید شد.

این رزمنده می گوید: بانوی من آیا کاری با این جنگنده‌ها نمی‌کنید، اگر شده یکی از آنها را ساقط کنید تا قلبمان آرام و دلمان مطمئن شود.

وی می‌گوید: فاطمه زهراء (س) ردایی سفید را در آسمان چرخاند و گفت: صبر کنید، پیروز خواهید شد.

به گفته این رزمنده در این حالت من از خواب بیدار شده و ناگهان متوجه شدم یک جنگنده اسرائیلی در دره مریمین سقوط کرد. بدین ترتیب آنچه بانو فاطمه زهراء(س) گفته بود با سقوط این هواپیما محقق شد و پیروزی حاصل شد.



· شنا بلد نبودند ولی عبور کردند

یکی از رزمندگان مقاومت درباره خاطرات جبهه نبرد با دشمن صهیونیستی می‌گوید: حوادث زیادی وجود دارد، ولی یکی از عجیب‌ترین آنها این است که ما گروهی بودیم که سعی داشتیم خود را به دشمن رسانده و عملیاتی را بر ضد آن انجام دهیم. در بین ما مبارزانی بودند که شنا بلد بودند، این در حالی بود که ما ناچار بودیم از منطقه‌ای که رودخانه‌ای پر آب در آن جریان داشت، عبور کنیم.

من از جمله افرادی بودم که شنا بلد نبودم. احساس کردم کسی مرا به آن سوی آب رساند، وقتی از دیگر افرادی که به مانند من شنا بلد نبودند پرسیدم چطور از آب عبور کرده‌اند آنها نیز همین را گفتند.


برچسب ها: معچزه، لبنان،

نوشته شده در پنجشنبه 24 مرداد 1392 توسط جامانده از قافله

ای کمهربان خدای پرده پوشان       از باده رحمانیت بنوشم

چون نامه خود بنگرم خموشم        اما کند عفو تو در خروشم

یا دائم الفضل علی البریه           اغفرل لنا فی هذه العشیه

 سلامممم یه بوهایی داره میاد........

همه چی داره می گه که آقاجون ماه مبارک اومدا بپا جا نمونی. تلویزیون ، اذان، دل تنگی واسه شنیدن ربنا ، حال و هوای دمدمای صبح، آش و حتی بوی مسواک هم داره می گه که امسال هم اومد و تو هنوز همونی هستی که بودی. خداییش چقدر با پارسالمون فرق کردیم؟ هنوز هم همون نماز دست پا شکسته رو می خوای تحویل خدا بدی؟ هنوزم تو چیزایی که گیر بودی گیری؟نکنه امسال هم بیاد و دوباره آخرش بگم ای وای امسال هم ماه رمضون چه زود تموم شدا و باز هم من هیچی نفهمیدم و خودمو در حالی ببینم که وایسادم تو نماز عید و مبهوت اون جمعیتم.

به خدا از نیمه شعبان که بگذریم شمارش معکوس شروع میشه . آخه میخوایم بریم یه مهمونی خوب. چه داره ابوحمزه های نیمه شب شروع میشه. مناجاتای حاجی تو مسجد ارگ شروع میشه که به خدا وقتی حاجی یه اللهم رب الشهر رمضان میگه اصلا دلا میره یه جای دیگه

وای لحظه خوش صحری داره میاد لحظه خوب افطاری ها

ای وای شبای قدر چه حالی میده اصلا دوباره متولد میشی . واقعا چه خدای خوبی داریم با اینکه این همه اذیتش میکنیم آخرش هم مهمونی دعوامون میکنه هم یه شبایی رو میذاره تا هرچی قبلا بوده رو ببخشه . آخه چرا ما بعد از یه ماه دوباره همون آدم قبلی میشیم.......

 


برچسب ها: ماه رمضون، حاج منصور، ابوحمزه، عشق، حال،

نوشته شده در دوشنبه 17 تیر 1392 توسط جامانده از قافله

 

«این را من اعلام میكنم، همه‌ى افراد بدانند؛ اینهائى كه رد صلاحیت میشوند، لزوماً آدمهاى بى‌صلاحیتى نیستند. اینجور خیال نشود كه حالا چون فلانی در انتخابات رد صلاحیت شد، پس دیگر بكلى از صلاحیت ساقط است؛ نه، طبق قانون، در انتخابات نمیتواند به عنوان نامزد شركت كند، اما ممكن است مقامى كه او را رد صلاحیت كرده، اشتباه كرده باشد. ممكن است براى این كار صلاحیت نداشته باشد، اما صلاحیتهاى فراوان دیگرى داشته باشد. اینجور نباشد كه اگر كسى رد صلاحیت شد، این معنایش این باشد كه او دیگر از هستى ساقط شد؛ نه، صلاحیتهاى گوناگون دیگرى وجود دارد.» ۹۰/۱۱/۱۴

http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1392/139202311125f1c79.jpg


برچسب ها: هاشمی، مشایی، احراز صلاحیت،

نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد 1392 توسط جامانده از قافله
آپلود عکس رایگان و دائمی
برچسب ها: بایدها و نبایدها، انتخابات، رسانه، آقا، حضرت آیت الله خامنه ای،

نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 توسط جامانده از قافله

برچسب ها: انتخابات، نکته،

نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین 1392 توسط جامانده از قافله

ینفرد موقع "العهد" الإخباری بنشر صورة تجمع ولی أمر المسلمین آیة الله العظمى الإمام سماحة السید علی الخامنائی والامین العام لحزب الله حجة الإسلام والمسلمین سماحة السید حسن نصرالله

 


برچسب ها: آقا، سید حسن نصر الله،

نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین 1392 توسط جامانده از قافله

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

محرم رو به همه تسلیت میگم.

تو عکسایی که پارسال از عزاداری ها گرفته بودم به عکی هست که خیلی باحاله اون هم اینه که علامت رو وصل کرده بودند به ماشین آورده بودند تو خیابون

فقط ببخشید یکم بی کیفیته یه دفعه ای شد

عینک آفتابی نگا استور


برچسب ها: محرم،

نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر 1391 توسط جامانده از قافله

ویژه نامه محرم تقدیم به عاشقان سرور و سالار شهیدان

السَّلامُ عَلَیکَ یا شَیبُ الخَضیب

افسوس که دست و قلمم از نوشتن باز مانده اند و ذهنم در باب توصیف این مصیبت کبری ناتوان است و نقش صدای بغض آلود کودکی را دارد که " نه می تواند بگوید " و " نه می تواند فراموش کند " و "نه دل ِ ماندن دارد " .

کم نگفته اند و کم نخواندیم در باب آن " غوغای عظیم " و  " آن مصیبت کبری " , " آن واقعه سوزناک " و " آن فرهنگ و هدف اصیل ِ ایستادگی در برابر ظلم " و " پیروزی حق بر باطل " .

آری کم نگفته اند و کم نشنیده ایم ; اما " کم گذاشته ایم " . کم گذاشته ایم از " درک هدف و تلاش برای تغییر نگاه " . کم گذاشته ایم از " حصول شناخت پیام ناب و بر حق واقعه عاشورا ".

دوباره محرم اومد خدایش خیلی دلم واسه محرم تنگ شده بود نمیدونم چرا وقتی عرفه رو ÷شت سر میزاری زمان خیلی دیر میگذره تا به مرحرم برسیم.

امروز که به فکر گذاشتن یه مطلبی تو وبلاگ بودم تو فکر محرم تو جبهه ها بودم خوشبختانه تو این هشت سال چون محرم افتاده بوده تو تابستون

 به جز عملیات محرم در سال 61  عملیات چندانی نبوده(به علت شرایط جوی و گرمای بیش از حد) و رزمندگان به صورت اردوگاهی به سر

 می بردند خلاصه عزاداری باحالی میکردند بعضیا از فراق دوستاشون تو روضه ها بغضشون  میترکیدولی امان از دل اسرا که واقعا وقتی

 خاطراتشون رو مرور میکردم اشک از چشمانم  جاری میشد بجه هایی که روز عاشورا  آستین به دهان گریه میکردند دلشون لک میزد تا یه زیارت

 عاشورا دسته جمعی تو روز عاشورا بخونند و...

http://media.farsnews.com/Media/8909/ImageReports/8909221246/4_8909221246_L600.jpghttp://media.farsnews.com/Media/8909/ImageReports/8909221246/14_8909221246_L600.jpg

ام این چند ساله محرم تو ایران شده چشم و هم چشمی هیئتهای محترم. ببخشدا بعضی از هیئتها قبل از برنامه هیئت صلف قلیون دارند یا

 فلان مداح قبل از مداحی باید فلان قلیون رو بکشه یا بعضی مراسما تا دیروقت طول میکشه که نماز صبح اول وقت که هیچی تازه قضا هم

 میشه به خدا امام حسین به خاطر این چیزا شهید نشد امام حسین برای نماز اول وقت شهید شد اونجایی که وسط میدان جنگ نماز امام

 ترک نشد آهای جوون امام حسین واسه امر به معروف شهید شد نه اینکه بری تو بعضی مراسمای بزرگ شهرت دختر بازی کنی

و کلام آخر بچه ها جنگ نرم یادتون نره تو مراسمی که یه آخوند قبل از مراسم منبر نداشته باشه به درد جرز لای دیوار نمیخوره

بچه ها شبای محرم برید پای صحبتای بزرگان یا هرکسی که ولایتی هست

 


برچسب ها: محرم، آفت محرم، محرم در جبهه، جنگ نرم، دختر بازی،

نوشته شده در سه شنبه 23 آبان 1391 توسط جامانده از قافله

شب قدر یعنى چه؟
مراد از قدر، تقدیر و اندازه‏گیرى است و شب قدر شب اندازه‏گیرى است و خداوند متعال دراین شب حوادث یک سال را تقدیر مى‏کند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى ازاین قبیل را دراین شب مقدر مى‏گرداند.

عظمت‏ شب قدر
در سوره قدر مى‏خوانیم: «انا انزلناه فى لیله القدر وما ادریک ما لیله القدر لیله القدر خیر من الف شهر.» خداوند متعال براى بیان عظمت ‏شب قدر با این که ممکن بود بفرماید: «وما ادریک ما هى هى خیر من الف شهر» یعنى با این که مى‏توانست در آیه دوم و سوم به جاى کلمه «لیله القدر» ضمیر بیاورد، خود کلمه را آورد تا بر عظمت این شب دلالت کند. و با آیه « لیله القدر خیر من الف شهر» عظمت این شب را بیان کرد به این که این شب از هزار ماه بهتر است. منظور از بهتر بودن این شب از هزار ماه، بهتر بودن از حیث فضیلت عبادت است. چه این که مناسب با غرض قرآن نیز چنین است. چون همه عنایت قرآن دراین است که مردم را به خدا نزدیک و به وسیله عبادت زنده کند. و احیاء یا عبادت آن شب از عبادت هزار ماه بهتر است.
از امام صادق علیه السلام سؤال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ ( با این که در آن هزار ماه درهر دوازده ماهش یک شب قدر است) .
حضرت فرمود: « عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت درهزار ماهى که در آن شب قدر نباشد.»

پی نوشت:

اول اینکه این مطالب از استاد مطهریه

دوم اینکه مارو یادتون نره دعا کنید

سوم اینکه خیلی روایتای قشنگ قشنگ درباره عطمت شب قدر آمده از همه مهمتر بهترین بنده نزد خدا و ÷یامبر یعنی علی (ع) تو شب قدر ضربت خورد و علی تو اون لحظه گفت فزت و رب الکعبه تو پرانتز بگم رستگار شدن تو قرآن آمده باید 16 مرحله رو بگذرونی علی از این مراحل گذشته بود که گفت رستگار شدم یعنی خیلی خیلی خیلی خوب

و آخر از همه اللهم  الرزقنی شهاده فی....


برچسب ها: شب قدر، استاد مطهری، عظمت شب قدر، فزت و رب الکعبه،

نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد 1391 توسط جامانده از قافله
آرام صدای ربنا می اید
آوای خوش خد خدا می آید
این ناله آشنای"ارضی" باشد
کز مسجد ارگ بر شما می اید

باز ماه میهمانی خدا شروع شد باز زمین عطر عبادت به خودش گرفته.میدونم چرا وقتی ماه مبارک شروع میشه همه چیز عوض میشه: از اخلاق ببخشیدا سگ ما ادما گرفته تا ....
تو ما رمضون همه دوست دارند به هم کمک بدند.دوست دارند به هم افطاری بدند
کاش همه ماهها ماه رمضون بود
بچهها باورتون میشه الان 11 روز از این ماه گذشته ولی انگار همین دیروز بود که پیشباز مهمونی خدا رفته بودیم.
روزی 16 ساعت هیچی نمیخوریم و این از الطاف خداست که مارو سراپا نگه میداره
بعضیا میگن ما نمیتونیم روزه بگیریم واسه همین میرند مسافرت، من میخوام بگم آخه مسلمان این روزه ای که تو ماه رمضون گرفته میشه بیشتر حال میده تا ماههای دیگه. این دعای سحر که به خدا عاشقشم{میدونید این دعای سفر از برکات امام رضا{ع} هست} این دعای موقع افطار این خوشحالی دم افطارو....
ببخشد زیاد صحبت کردم. خیلی دوست داشتم سحرای ماه رمضون رو با مناجاتای حاج منصور س÷ری میکردم
به خدا سعادت میخواد

برچسب ها: مناجات سحر، حاج منصور، ماه رمضون، افطار، سحر،

نوشته شده در سه شنبه 10 مرداد 1391 توسط جامانده از قافله

با سلم شرمنده از شما که یه چند مدتی مطلب ننوشتم. یه مشکل شخصی برام ÷یش اومده بود که با کلی کلنجار با خودم بالاخره تونستم تصمیم خودمو بگیرم و میخوام مردونه درس بخونم و کارشناسی ارشدم رو بگیرم.

این یه مدت هم اصلا حال و حوصله هیچ کس و هیچ چیزی رو نداشتم از شما میخوام برام دعا بکنید.


برچسب ها: شرمنده، حضور مجدد، کارشناسی ارشد،

نوشته شده در سه شنبه 20 تیر 1391 توسط جامانده از قافله
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  

مقام معظم رهبری

نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
Blog Skin